حیات سیاسی تندروها بعد از تفاهم ایران و آمریکا/ سبحانیفر: تفاهم کنونی با برجام متفاوت است/ تندروها نمیتوانند تصمیم راهبردی نظام را تغییر دهند

رمضانعلی سبحانیفر معتقد است که مذاکره با آمریکا تصمیم راهبردی، قانونی و تأییدشده از سوی کل ارکان نظام است.
حاج حسین کامشاد: هر زمانی که مذاکرات شروع میشود، تندروها در رسانهها خود را نشان میدهند و هر وقت که مذاکره جدی میشود، موضعگیریهایشان شدیدتر میشود. با اعلام دستیابی به تفاهم بین ایران و آمریکا در مذاکرات غیرمستقیم، این جریان بار دیگر هم در رسانهها و هم در میادین ظاهر شدند و موضعگیریهایشان به شکل تلاش برای بقا درآمد. هم از نظر مبانی ایدئولوژیک و هم از آن رو که دولتی غیرهمسو با آنها مذاکرات را پیش میبرد، حیات سیاسی این گروه به خطر افتاده است.
پرسش اصلی اینجاست که آیا تندروها بعد از توافق ایران و آمریکا، در سپهر سیاست ایران جایگاهی خواهند داشت؟
در همین رابطه، حاج حسین کامشاد با رمضانعلی سبحانیفر، نماینده پیشین مجلس به گفتوگو نشسته است. سبحانیفر از زاویهای دیگر به این پرسش پاسخ میدهد.
مشروح گفتوگوی حاج حسین کامشاد با سبحانی فر را در ادامه بخوانید؛
****
* در روزهای گذشته شاهد بودیم که در ارتباط با مذاکرات، توافقات و کلاً فعالیتهای دیپلماسی ایران، جریان نزدیک به جبهه پایداری مخالفتهای شدیدی از خود نشان داده است. این جریان در ارکان حاکمیت چقدر تأثیرگذار است و آیا توانایی این را دارد که جلوی پیشبرد تفاهم را بگیرد؟
نکته اول اینکه، پیش از هر چیز همه باید بدانند که ما امروز در مقابل یک دشمنی قرار گرفتهایم که این دشمن، دشمن کل ایران است؛ بنابراین در چنین شرایطی، حفظ انسجام، همدلی و وحدت ملی برای کشور یک ضرورت قطعی و حیاتی است.
تفاهم کنونی با برجام متفاوت است
نکته دوم درباره خود فرآیند مذاکره است. باید توجه داشت که در نظام جمهوری اسلامی، درباره مذاکرات یک شخص بهتنهایی تصمیمگیری نمیکند. بخشهای مختلف و ارکان متعدد نظام که برای این امر تعیین شدهاند، کاملاً درگیر این موضوع هستند و کارشناسانی که به هر حال مذاکره را پیش میبرند، در عالیترین رتبههای کشوری قرار دارند. از سوی دیگر، روند مذاکرات بایستی در شورای عالی امنیت ملی به نتیجه و تصویب برسد و در نکته سوم و پایانی نیز، پس از این تصویب، شخص رهبری کشور باید این مذاکرات را تایید و صحه بگذارند.
بنابراین، این بخش از موضوع بسیار اهمیت دارد و کسانی که با مذاکره مخالفت میکنند، باید توجه داشته باشند که این کار یک فرآیند قانونی دارد. ما نباید از قانون عدول کنیم و بخواهیم نظرات شخصی یا نظرات جریان خاص خودمان را بر سایر بخشهای کشور و بر مردم تحمیل کنیم.
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که شرایط و موضوع فعلی با دوران برجام متفاوت است. اکنون به لحاظ اینکه کشور در شرایط جنگی قرار دارد، بر اساس قانون، تصمیمگیری درباره مذاکره و صلح از اختیارات خاص مقام معظم رهبری است که تصمیم بگیرند صلحی انجام بشود، مذاکرهای صورت بگیرد یا نه. در زمان برجام این شرایط متفاوت بود و ما شرایط جنگی به این معنا نداشتیم؛ پس کسانی که مخالفت میکنند باید بدانند که هر تصمیمی که گرفته میشود، مقام معظم رهبری کاملاً در جریان آن هستند و بر این موضوع صحه خواهند گذاشت. با این شرایط، آن اقلیتی که مخالف هستند باید بدانند که مخالفت آنها غیرقانونی است، دارند از قانون عدول میکنند و برخلاف مصلحت حرکت میکنند.
* با توجه به این عدول از قانون، رفتار نظام با این مجموعه مخالفان باید چگونه باشد؟
در مورد رفتاری که نظام باید با این مجموعه داشته باشد، باید یک تفکیک اساسی قائل شویم؛ به این معنا که کسانی که مخالفت میکنند، یا از روی ناآگاهی دست به این کار میزنند یا از سر اطلاع و آگاهی.
با دسته اول که از سر ناآگاهی مخالفت میکنند، مجموعه نظام باید همانطور که اکنون شروع کرده است، روند اطلاعرسانی و بحثهای مختلف پیرامون موضوع مذاکره را پیش ببرد تا جامعه را آگاه کند. البته این آگاهیبخشی تا جایی است که به امنیت و منافع کشور لطمهای وارد نکند. به هر حال خیلی از مسائل کشور هست که شاید افراد عادی و حتی یک نماینده مجلس هم ضرورتی نداشته باشد از آن مطلع شوند و اینها جزو مطالبی است که محرمانگیاش باید حفظ شود. اما در جمیع جهات، باید به این دسته آگاهی داده شود که این مذاکره با حفظ منافع ملی کشور تصمیمگیری شده است تا بدانند نباید از رهبری جلوتر حرکت کنند.
بخشی از تندروها منافع شخصی و جریانی خود را بر منافع ملی ترجیح میدهند
اما کسانی که از سر اطلاع و آگاهی دارند مسیر را منحرف میکنند، داستانشان متفاوت است. اینها کسانی هستند که منافع شخصی و جریانی خود را بر منافع ملی کشور و مصالح نظام ترجیح میدهند. لذا نظام باید با ضوابط و مقرراتی که وجود دارد با این افراد برخورد کند. وقتی اینها اتمام حجت شدند، مطلع شدند و باز هم نخواستند تن به آنچه تصمیم نظام است بدهند، برخورد با آنها لازم است.
مخالفان نظام میگویند در این مذاکرات، بیشتر منافع ایران در نظر گرفته شده است
امروز بحث مذاکره بسیار شفاف است. جالب اینجاست مخالفان نظام، اکنون میگویند در این مذاکره بیشتر منافع ایران در نظر گرفته شده است. از طرفی میبینیم در میان کشورهای دنیا، امروز کشوری مثل اسرائیل سرسختترین مخالف این مذاکره است؛ یعنی افرادی که در داخل با مجموعه تصمیمگیری نظام مخالفت میکنند، عملاً دارند همسو و همراه با دشمن حرکت میکنند. بنابراین، چطور میتوان در برابر افرادی در داخل کشور که به صراحت مخالفت میکنند و مخالفتشان به گونهای است که گاهی اوقات در جامعه تنش و ناهنجاریهای اجتماعی ایجاد میکند، سکوت کرد؟ لذا به نظر میرسد اگر این روند مخالفتها ادامه پیدا کند، نظام باید برخورد مناسب و قاطعی با اینگونه افرادی که همسو با خواستهها و منافع صهیونیستها حرکت میکنند، داشته باشد.
تندروها هنوز در لایههای تصمیمگیری نظام وجود دارند
* پس با این اوصاف، این جریان در تصمیمات کلان نظام خیلی اثرگذار نیستند؟ یعنی نمیتوانند رأی و تصمیم نهایی نظام را برگردانند؟
در برخی از لایههای نظام شاید این تفکرات هنوز وجود داشته باشند و با استدلالهای مختلفی که مطرح میکنند، در جاهایی یک اثرگذاریهای موضعی یا موجآفرینیهایی ایجاد بکنند؛ اما در مجموع و در نگاه کلان، این جریانها به هیچ وجه نمیتوانند تصمیم راهبردی نظام را تغییر دهند یا تأثیر جدی بر آن تصمیم کلی بگذارند.
آینده تندروها چه خواهد شد؟
* به عنوان سوال پایانی، شما آینده سیاسی این افراد و این جریان را با توجه به مخالفتها و فعالیتهایی که دارند، چطور ارزیابی میکنید؟
آینده سیاسی آنها به رفتار خودشان بستگی دارد. اگر افراد ناآگاه باشند و به مسیر نظام و خواستههای حاکمیت برگردند، آغوش نظام باز است. این تصمیمات یک تصمیم جمعی است که نخبگان سیاسی کشور چه به لحاظ جایگاه حقوقی و چه بر اساس تجربیاتی که دارند آن را اتخاذ میکنند؛ بنابراین اگر برگردند و رفتار خود را اصلاح کنند، طبیعی است که نظام این افراد را در آغوش میگیرد و خطایشان را میبخشد. اما اگر کسی بخواهد به این مسیر نادرست و کارشکنیها ادامه دهد، طبیعی است که سیستم و جامعه به گونهای با او رفتار خواهد کرد که در نهایت از دایره تصمیمگیری و تأثیرگذاری کشور خارج شود.